لاستخدام اختصارات لوحة المفاتيح، استخدم المفاتيح التالية بعد تحديد النص: الترجمة: Alt+t الترجمة من النوع الثاني: Alt+Ctrl+t البحث في مجموعة القرآن: Alt+q البحث في مجموعة المفردات: Alt+l البحث في مجموعة الرجال: Alt+r الملخص: Alt+s الملخص من النوع الثاني: Alt+Ctrl+s التعريب: Alt+d
پس از انتخاب متن می توانید از امکانات هوش مصنوعی، مانند: مترجم، خلاصه ساز و اعراب گذاری استفاده کنید. چنانچه بخشی از متن انتخاب نشود به صورت پیش فرض همه متن انتخاب می شود
آن هنگام كه خداوند به موسى و هارون رسالت داد، آنان به مصر آمدند و به مدت يك سال بر در خانه فرعون اقامت كردند، ليكن به نزد وى نرفتند و كسى فرعون را از اين امر آگاه نكرد. روزى دربان خانه فرعون به نزد فرعون رفت و گفت: يك سال است كه دو مرد بر در خانه تو نشسته اند و مى گويند كه ما رسولان خداى جهانيم». فرعون گفت: «آنان را به داخل آوريد تا ساعتى بر آنان بخنديم». مفسران گفته اند: «موسى و هارون يك سال بر در خانه فرعون اقامت كردند، هيچ كس به آنان توجه نكرد و هر كس سخنان آنان را شنيد گفت: «اين دو ديوانه اند و سخنى ناشايست مى گويند». آنان خدا را نمى شناختند تا رسول او را باور كنند. موسى و هارون همچنين مى بودند تا آنكه يك روز بذله گوى فرعون پيش او سخنى مى گفت. در ميان سخن خود گفت: «فلان كس هزار بار ديوانه تر از آن دو ديوانه اى است كه دعوى پيامبرى خدا مى كنند و بر در اين خانه يك سال است كه مقيم اند». فرعون پرسيد: «چه مى گويى؟» گفت: «اينكه شنيدى». رنگ چهره فرعون دگرگون گرديد و از اين
اسم الکتاب : داستان پيامبران (حضرت موسی و نوح)
الجزء : 1
صفحة : 52
المؤلف :موحدی، محمد رضا